ميرزا حسن حسينى فسايى

1149

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مصلح كازرونى . و آن جناب حالات تنقلات خود را در اول كتاب شرح كليات قانون شيخ الرئيس ابى على بن سينا « 1 » ( رحمة اللّه عليه ) چنين نگاشته و ترجمه‌اش اين است : چون از خانواده مشهور به صناعت طب بودم « 2 » اگرچه پدر و اجدادم را بضاعت و سرمايه بهتر از اين صناعت نيز مىبود ، در حداثت سن از روى شوق و شعف تحصيل مراتب طب را كرده كتب مختصره آن را در خاطر محفوظ داشتم و در معالجات متداوله حاضر گشتم و هرچه را تعلقى به طبابت بود از اعمال يدى خصوصا عمل قدح يعنى آب را از چشم آب آورده گرفتن كه خاصه خانواده من بود ، در خدمت والد ماجدم بياموختم و چون سنين عمرم به چهارده رسيد ، والدم وفات يافت و مدت ده سال در مارستان مظفرى شيراز مشغول معالجه مرضى گشتم ، پس شوقى در خود يافتم كه آنچه را دارم بر او بيفزايم ، پس در خدمت عم خود سلطان - الحكما كمال الدين ابو الخير بن مصلح كازرونى شروع در قرائت كليات قانون نمودم پس در خدمت شمس الدين محمد كيشى ، پس در خدمت شرف الدين زكى بوشكانى باز شروع در كليات قانون نمودم اگرچه تدريس اين كتاب خاصهء آنان بود ليكن آن كتاب چون اصعب كتب مصنفه در طب است به حسب مدرك و تنگ‌تر از همه به حسب مسلك ، به حيرت انداخته ذهن ابناء زمان را در ادراكش ، و خسته كرده نيروى آنها را وصول به افلاكش . و كسى را نيافتم كه از عهدهء آن كما يليق برآيد . پس شروع در مطالعه شروحى كه فضلا بر آن كتاب نوشته‌اند نمودم باز نادانسته‌ام ، از دانسته افزونى داشت ، پس روى خود را به جانب مدينه علم و شطر كعبه حكميه ، حضرت بهيه قدسيه و سده زكيه فيلسوفيه استاديه : خواجه نصير الملة و الدين محمد طوسى قدس اللّه نفسه آوردم ، پس بعض از مسائل آن كتاب منحل گشته ، بعضى بر اغلاق باقى بماند . براى آنكه در معرفت آن احاطه به قواعد حكميه را كافى نيست بلكه ممارست به قانون علاج در تعديل مزاج ، شرط آن است ، پس مسافرت به خراسان نمودم ، پس به عراق عجم شدم ، پس به بغداد شتافتم ، پس به بلاد روم رفتم و در همه‌جا از حكما و اطبا ، سؤال از مسائل مشكله آن كتاب نمودم و از هر خرمنى خوشه‌اى گرفتم و خود را از همه كس افزون و برتر ديدم و در سال 681 به مصر رسيدم و سه شرح تمام بر كتاب قانون از فضلاى حكما را ديدم پس جامع گشتم در حل مشكلات آن كتاب ، مطالبى را كه باقى نگذاشت مسئلهء مغلقى را ، پس شروع در نگاشتن شرح قانون نمودم . و نگارنده اين فارسنامه ناصرى گويد : حضرت علامه شرح كليات را تمام فرموده ، متعرض شرح تشريح اعضاء مفرده از كليات « 3 » قانون نگشته است براى آنكه شنيده بود شيخ علاء الدين ابو الحسن على بن ابى الحزم قرشى ، شرحى مبسوط مخصوصا بر تشريح اعضاء مفرده و مركبه از كتاب قانون ، تصنيف فرموده و حضرت علامى آن شرح را نداشت و آن را از مصر بخواست و قبل از رسيدن به شرح قرشى در سال 710 هجرى در شهر تبريز وفات يافت و در جوار قبر محقق بيضاوى مدفون گرديد و ولادت

--> ( 1 ) . نام اصلى كتاب ( التحفة السعديه ) است . ( 2 ) . قطب الدين علامه در ماه صفر سال 634 هجرى در شيراز و به روايت ضعيفى در دو تنگ كازرون متولد شده است ( آثار العجم ، ص 328 ) شرح حال علامه . . . ص 4 ، تاريخ علماى بغداد ، ص 216 ، چاپ عراق . و ر ك : روضات الجنات ، ترجمه فارسى ج 6 ، ص 381 ، . ( 3 ) . در متن : ( كلمات ) .